خرید بک لینک
آوردهاند که در ایام حکومت عبداللّه بن طاهر جمعى از مجوس در هرات مقارن مسجدى آتشکدهاى داشتند و چنانکه در شرع شریف مقرّر است جزیه می دادند و هیچ کس متعرّض ایشان نمىشد. روزى یکى از واعظان که در قریه مالان به نصـیحت طوایف انسان میپرداخت در اثنای مجلس وعظ گفت: در این شهر مسلمانى ضعیف است، مؤید ای

برچسب: نویسنده: حمید حبیبی تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 20:53

مردى از بنى اسراییل لقمان را به سى مثقال طلا خریده بود، و به جهت خواجه هیزم کشى مىکرد. روزی خواجه لقمان با یکی از هم نشینان نامناسب بر کنار رودی نرد میباخت بر آن قرار که هرکه مغلوب گردد، آب رود را به تمامه بیاشامد، یا نصف مال خود تسلیم حریف غالب نماید. اتفاقاً خواجه لقمان مغلوب گشت و خصم او را ب

برچسب: نویسنده: حمید حبیبی تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 15:37

گفت: باید بر این نکاتی که من میگویم تفطن پیدا کنی.u202c u202bگفتم: یعنی چه؟u202c u202bگفت: به تاریخ و جامعه و معاصرت آن قدر استشعار نداری و در تفرد ماندهای.u202c u202bباز پرسیدم: یعنی چه؟u202c u202bگفت: تو باید بر این موضوع به طور هدفمند وقوفی مشدد و مزدوج و تاریخمندانهu202c داشته باشی و این وقوف باید متقابلا و متعاملا باشد. شما با

برچسب: نویسنده: حمید حبیبی تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 7:18

در نشاپور(نیشابور) شخصی بود از افاضل عصر، که او را محمود وراق (مرد بسیار درم و دینار) گفتندی، کنیزکی داشت بربطی در غایت لطف به کمال، حدیث جمال آن کنیزک و طبع راست و نظم او به سمع محمد طاهر رسیده بود، که خود غزل میگوید و میسازد و بربط میزند. به سبب این اوصاف دل محمد طاهر به وصل او میل میکرد و به

برچسب: نویسنده: حمید حبیبی تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 7:18

در مشهد - و فقط در مشهد - معمول بود که در ایام "برات" یعنی سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم ماه رجب مردم رسم قرآن خواندن برای اموات خود داشتند. یک حسابی بود که در این سه شبانه روز هرکس برای مرده خودش یک دوره قرآن بخواند. این افراد که خودشان اغلب اهل قرآن نبودند، یک عده قاریهای معینی را سر خاکها میفرس

برچسب: نویسنده: حمید حبیبی تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 7:18

گفتهاند که وقتی، یکی از افسران جوان گارد نیکلای اول امپراتور روسیه به گناهی متهم شد و خشم امپراتور را چنان برانگیخت که فرمان داد تا بی درنگ به دوردست ترین نقاط سیبری تبعیدش کنند. یاران او کمر به نجاتش بستند و به هر وسیله تشبث جستند؛ چنان که شهبانو را برانگیختند تا نامه ای به امپراتور نوشت و شفاع

برچسب: نویسنده: حمید حبیبی تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 7:18

روزگاری که وحشت حاکم بود، بازداشتهای دستهجمعی در دستور روز قرار گرفت. شبها این کار را میکردند. گروهی با چهرهی پوشیده در میکوفتند و دستور میدادند صاحبخانه خوابآلود لباس بپوشد. بعد هم او را به یکی از زندانهای کوچک شهر میبردند که مثل قارچ در جای جای شهر میرویید. گاهی پاسبانها تمام خانواده

برچسب: نویسنده: حمید حبیبی تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 7:18

ای راندگان تربت و ای خواندگان غربت، و طوّافان بلاد و صرّافان عباد، و ناقدان نیک و بد و خازنان علم و خرد، ببخشایید بر کسی که بی عزیمت روزه دار است و بی مصیبت سوگوار. بدان خدایی که خبایای سرایر در زوایای ضمایر بداند و معمیّات نامسطور در شب دَیجور بخواند، که این مقام اختیاری نیست و این مقال جز اضطراری

برچسب: نویسنده: حمید حبیبی تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 7:18

میگویند قائم مقام فراهانی هنر خود را در نویسندگی، تنها در دو سطر خلاصه کرده، آنجا که همه بقولات را در آن نام برده، برای کسی گندم حواله کرده بوده، شاهکار خلاصه نویسی و مرصع نویسی است، حواله خطاب به انباردار است: «...انبار پناها، ارزنی آمد مرجمک نام، نخودش آمد، ماش فرستادیم، برنجش میاور، گندمش ده، ک

برچسب: نویسنده: حمید حبیبی تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 7:18

حکایت است که حق جل و علا به یکی از اجلّهی صلحای بنی اسراییل وعدهی اجابت سه دعا فرمود. زوجه اش چون بر این مطلع شد آغاز وسوسه کرده، یکی از این سه دعا را در حق خود استدعا نمود. شوهرش گفت مطلوب تو چیست تا از خدای تعالی تمنا کنم؟ وی گفت که میخواهم زیباترین زنان بنیاسراییل باشم. زاهد دست به دعا برداش

برچسب: نویسنده: حمید حبیبی تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 7:18

صفحه بندی